مطالعۀ تاریخ از آن لذتها و تجربههای دستاولی است که علاقهمندان به کتاب اغلباوقات جایگاه ویژهای برایش قائل میشوند. از تاریخ چه میتوان آموخت؟ روزهای گذشتۀ بشر و آنچه او از سر گذرانده بر امروز و فردایمان چه تأثیری میتواند بگذارد؟ آیا اصلاً میتوان تاریخ را همانند یک داستان مطالعه کرد از آن لذت برد؟ آیا تاریخِ نبردها، ویرانیها، شکستها، پیروزیها، امیدها و ناامیدیهای انسان را میتوان قصهای درنظر گرفت و همراه آن شد؟ هرکسی برای این سؤالات پاسخی شخصی دارد. برخی تاریخ میخوانند تا چیزی را در آینده اصلاح کنند و برخی میخوانند تا در زمان حال اشتباه پیشینیان خود را تکرار نکنند. اما نکتۀ غیرقابل انکار آن است که هر کسی که به مطالعه علاقه دارد، بالاخره در نقطهای سروکارش به تاریخ میافتد. انگار که هر کدام از این خوانندهها با بخشی از تاریخ بیشتر ارتباط برقرار میکنند و ناخوداگاه به سمت دوره یا واقعهای خاص کشیده میشوند. اما مطالعه تاریخ هم چالشهای خودش را دارد. تاریخنگاران ممکن است خوانشهای مختلفی را از یک دورۀ خاص داشته باشند، یعنی بروند سراغ تفسیر و تحلیل و آن هم با جانبداری و حمایت از طرفی خاص. ممکن است انقلاب اکتبر و سرنوشت کشورهای اروپای شرقی از منظر یک تاریخنگار کمونیست با یک تاریخنگار بلوک غربی کاملاً متفاوت باشد. البته هردوی این تاریخنگاران میتوانند اطلاعات مفیدی در اختیار خواننده قرار بدهند و مخاطب مختار است انتخاب کند که میخواهد در کدام سمت بایستد. با این حال ممکن است برخی به دنبال تفسیر و تحلیل باشند و برخی دیگر دنبال یک روایت خطی، مستقیم، بدون قضاوت و سوگیری. مطالعۀ یک واقعه یا دورۀ تاریخی به دور از جهتگیریهای معمول این حوزه، لطف خودش را دارد. چرا که راه را برای تفسیر شخصی مخاطب باز میگذارد و بیآنکه بخواهد ذهن خوانندهاش را به سمتی خاص سوق بدهد، صرفاً به روایت بسنده میکند.
مجموعۀ «یک ساعت تاریخ» قرار است چنین رویکردی داشته باشد. کتابهای این مجموعه، عناوینی هستند کوتاه و مختصر و بدون هیچ جهتگیری خاصی، سراغ روایت موضوعی خاص میروند. در سری اول این مجموعه، تلاش بر این بوده که به موضوعات و وقایع تأثیرگذار دورۀ جنگ سرد پرداخته شود. یعنی دقیقاً از پایان جنگ جهانی دوم تا فروپاشی شوروی. جهان بر این گمان بود که بعد از کابوس جنگ دوم، قرار است رفتهرفته رنگ آرامش را بهخود ببیند. در سال 1945 زمانی که نیروهای ارتش سرخ وارد برلین شدند و شهر را فتح کردند و خبر رسید که پیشوا، این مرد مجنونِ عصر ما، خودش را کشته، امیدی در دل تاریکی تابید. اما در سال 1947 بود که ایالات متحدۀ آمریکا رویکردی خصمانه علیه شوروی (و بالعکس) در پیش گرفت و حالا جنگی تازه درگرفته بود؛ جنگی که بهصورت مستقیم این دو ابرقدرت را روبهروی هم قرار نمیداد، اما پر بود از جاسوسی، توطئه، جنگهای نیابتی و رقابت تسلیحاتی و صدالبته یک جنگ کاملاً فرهنگی. چرا که دو ایدئولوژی کاملاً متضاد روبهروی همدیگر قرار گرفته بودند؛ سرمایهداری و کمونیسم. این جنگ خاموش، سالیان سال طول کشید. سال 1991 بود که گورباچف متوجه شد که سیاستهای اصلاحطلبانهاش دیگر پاسخگوی این وضعیت نیست و تصمیم گرفت انحلال شوروی را اعلام کند، پرچم شوروی پایین آمد و برندۀ نهایی این نبرد 44ساله مشخص شد. ایالات متحده توانسته بود بر شوروی غلبه کند و حالا مالیخولیای ازدسترفتن ایدئولوژی مارکس گریبانگیر چپهای وفادار شده بود.
اما در این 44 سال و اندی بر دنیا چه گذشت؟ این دو ابرقدرت که هیچگاه مستقیم روبهروی هم قرار نگرفتند، پس به چه شکل با یکدیگر میجنگیدند؟ اصلاً چرا به این دوره میگویند جنگ سرد؟ چرا شوروی شکست خورد؟ و هزاران سؤالی که ممکن است ذهن هر تاریخخوانی که به تاریخ معاصر علاقه دارد را درگیر کند. کتابهای بسیاری دربارۀ این دوره نوشته شده است. اما در این سری از کتابهای «یک ساعت تاریخ» قرار است به چندین واقعۀ اثرگذار در این بازۀ زمانی پرداخته شود. هدف آن است که جهتگیریهای مرسوم و دوگانۀ راست/چپ در میان نباشد و مخاطب سرآغاز و سرنوشت واقعۀ مدنظر را مطالعه کند.
دیوار برلین اولین عنوان از این مجموعه است. دیوار برلین یکی از مهمترین نمادهای این دوره بهشمار میرود. چراکه به صورت فیزیکی و ملموس و واقعی، دیواری بنا شد بین دو مدل فکری متضاد. وضع آلمانِ اشغالشده بعد از جنگ دوم چه بود؟ این دیوار چرا بنا شد؟ آیا تلاشی برای از بین بردنش صورت گرفت؟ سرانجام آن چه بود؟ چیزی که میدانیم آن است که فروریختن این دیوار، یکی از مرحلههای بسیار مهم نابودی شوروی بود. اما در این میان چه چیزها بر مردم آلمان گذشت؟
جنگ سرد عنوان دوم از این مجموعه است. حالا نبردی تازه درگرفته و دو ابرقدرت با هم درگیر شدهاند. اما مراتب این درگیری به چه گونه است؟ تأثیر فرهنگی آن چه بوده است و در امروز ما چطور نمود پیدا میکند؟ شیوههای این رقابت چه بوده و سرنوشت آن چه شده؟
عنوان بعدی جنگ شوروی و افغانستان نام دارد. جنگی که معادل آن برای ایالات متحده میشود جنگ ویتنام، اما شاید کمتر از جنگ ویتنام به آن پرداخته شود. چه شد که شوروی تصمیم گرفت وارد افغانستان شود؟ نیروهای شوروی چگونه در جغرافیای عجیبوغریب این کشور به نبرد پرداختند؟ وضعیت افغانستان تا قبل از ورود شوروی به چه شکل بود؟ نقش دکترین برژنف در این میان چه بود؟
در کتاب بعدی با نام جنگ ویتنام، این جنگ خونین و بیرحمانه مورد بررسی قرار میگیرد. آیا اصلاً لزومی داشت که آمریکا به ویتنام حمله کند؟ آیا نفوذ کمونیسم در این منطقه آنقدری بود که برای ایالات متحده دردسرساز باشد؟ این جنگ بینتیجه چگونه تمام شد؟ تأثیر جنبشهای صلحطلبانۀ اجتماعی در دهۀ شصت میلادی چه بود؟
آخرین عنوانی که از این مجموعه منتشر شده است، جنگ کره نام دارد. جنگی خونین که سه سال کشور کره را درگیر کرد. مرزبندی امروزِ کرۀ شمالی و کرۀ جنوبی، مستقیم متأثر از این جنگ است. اما علت حقیقی این نبرد چه بود؟ سرانجامش چه شد؟
قرار است مجموعۀ «یک ساعت تاریخ» به این وقایع بپردازد. بدون سوگیری، بدون تفسیر و تحلیل شخصی و کاملاً خطی. این مجموعه میتواند مقدمهای باشد برای مطالعۀ دورۀ جنگ سرد و مؤلفهای آن تلاش کردهاند تا روایتشان را منصفانه نگاه دارند.





