توضیحات
کتاب «صدای حرفهای بیصدا» با عنوان اصلی How to Pronounce Knife نوشتۀ سوونکام تاماونگسا، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که زندگی مهاجران لائوسی در کانادا را با نگاهی انسانی، دقیق و شاعرانه روایت میکند. تاماونگسا در این اثر، به جای توصیف مهاجرت بهعنوان رویدادی تاریخی یا سیاسی، آن را تجربهای درونی و چندوجهی به تصویر میکشد؛ تجربهای از زیستن میان دو جهان گذشتهای از دسترفته و اکنونی غریب. کتاب، با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره و نابرابریهای طبقاتی و فرهنگی، نشان میدهد چگونه رنج، امید و طنز میتوانند در دل زندگی مهاجران همزمان جریان داشته باشند، بیآنکه یکی دیگری را نفی کند.
جهان مهاجران؛ صداهایی فروخورده در دل سکوت
در هر داستان، نویسنده شخصیتهایی خلق میکند که در سکوت سخن میگویند؛ انسانهایی که در حاشیۀ جامعه قرار دارند، اما در درون خود جهانی عمیق و پرصدا دارند. زنان، مردان و کودکانی که در پی یافتن تعادلی میان هویت بومی خود و واقعیت غربی هستند. عنوان کتاب برگرفته از یکی از داستانهای مجموعه است؛ جایی که دختربچهای در کلاس درس نمیداند چگونه واژۀ «knife» را تلفظ کند، زیرا حرف «k» در زبان انگلیسی بیصداست. این صحنه ساده و ظاهراً کماهمیت، استعارهای درخشان از سرنوشت مهاجران است: مردمانی که حرفی برای گفتن دارند، اما در زبانی بیگانه بیصدا میمانند. در همین سکوت، معنای انسانی کتاب شکل میگیرد؛ صدایی فروخورده که از لایههای زبان، فرهنگ و غربت عبور میکند.
روایت لحظات کوچک و شخصیتپردازی ظریف در داستانها
تاماونگسا در بیشتر داستانها از حادثههای بزرگ پرهیز میکند و تمرکز خود را بر لحظات کوچک و ناگفتههای زندگی میگذارد؛ بر چیزهایی که معمولاً از چشم جهان پنهان میمانند. یکی از بهیادماندنیترین شخصیتهای کتاب، دختری به نام «قرمز» است؛ دختری با نوک دماغی سرخ که همین ویژگی ساده، نام و هویتش را رقم زده است. قرمز در ظاهر دختری معمولی است، اما در عمق وجودش، نمادی از انسانهایی است که دیده نمیشوند، اما در خاموشی خود درخشاناند. حضور او در بخشهای مختلف کتاب، بهویژه در فصل «پاریس»، از زیباترین و تأثیرگذارترین لحظات این مجموعه است؛ جایی که نویسنده با ظرافت، مرز میان رؤیا و واقعیت را درهم میریزد و از خلال طنزی آرام و اندوهبار، تصویری از تنهایی و جستوجوی هویت به دست میدهد.
نویسنده، جایزه گیلر و ترجمه فارسی
سوونکام تاماونگسا، نویسنده و شاعر لائوسیتبار کانادایی، با این مجموعه توانست در سال ۲۰۲۰ جایزۀ معتبر گیلر (Giller Prize) را از آن خود کند؛ جایزهای که معمولاً به برجستهترین آثار ادبی کانادا تعلق میگیرد. او که در نوجوانی همراه خانوادهاش از لائوس به کانادا مهاجرت کرده، تجربۀ زیستن میان دو فرهنگ را به شالودۀ اصلی نوشتار خود بدل کرده است. سبک او سرشار از سادگی ظاهری و عمق معنایی است؛ زبانی که بیهیاهو، اما دقیق و انسانی سخن میگوید. ترجمۀ فارسی اثر به قلم لیلا حسین رشیدی نیز بهخوبی توانسته لحن لطیف و ریتم آرام نویسنده را به فارسی منتقل کند، بیآنکه از حس اصالت و صمیمیت متن اصلی کاسته شود.
داستانهای برجسته و مضمونهای ماندگار کتاب
در میان بخشهای مختلف کتاب، فصل «پاریس» برجستهتر از دیگران میدرخشد. در این بخش، قرمز تنها یک شخصیت نیست، بلکه تبدیل به نمادی از هویت مهاجر میشود؛ انسانی در جستوجوی جایگاه خود در میان دو جهان، میان زبان مادری و زبانی بیگانه. نثر نویسنده در این فصل شاعرانهتر میشود و لایهای از خیال و حسرت بر روایت مینشیند. داستانهای آغازین مجموعه نیز زبانی ساده اما چندپهلو، در ذهن خواننده ماندگار میشوند و از خلال موقعیتهایی به ظاهر معمولی، پرسشهایی بنیادین دربارۀ تعلق، زبان و درک متقابل طرح میکنند. در پایان کتاب، تاماونگسا موفق میشود از دل جزئیات روزمره، جهانی خلق کند که هم واقعی است و هم استعاری؛ جهانی که در آن، هر واژه و هر سکوت، پژواکی از انسانیت دارد. این همان «صدای حرفهای بیصدا»ست؛ صدایی که در آرامش خود فریاد میزند.
«صدای حرفهای بیصدا» کتابی است برای خوانندگانی که به ادبیات معاصر و روایتهای انسانیِ مهاجرت علاقهمندند. دانشجویان رشتههای ادبیات تطبیقی، مطالعات فرهنگی و مهاجرت، میتوانند آن را منبعی ارزشمند برای درک هویت و زبان مهاجران بدانند. اما فراتر از نگاه دانشگاهی، این اثر مخاطب عام را نیز درگیر میکند؛ خواننده را به همدلی و تأمل دعوت میکند، بیآنکه بر او تحمیل شود. این کتاب صدایی است آرام، صادق و ماندگار؛ صدایی که از مرز زبانها و فرهنگها عبور میکند تا یادآوری کند گاه، عمیقترین حقیقتها در سکوت نهفتهاند.





نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.