کتاب امپوزیوم؛ ماجرای هولناک یک آسایشگاه

درست کنارش، چهره‌ای خزه‌‌پوش و برق چشمانی نمناک را دید، چشمانی سبز تیره همچون دریاچه‌ای زیرزمینی. به بالاتنه‌ای به‌هم‌فشرده و درهم‌تنیده از تکه‌های چوب، برگ‌های سوزنی کاج، خزه و خاک خیس چشم دوخته بود. موجی از هوای گرم، مثل نسیمی آکنده به بوی شاخ‌وبرگ‌های پوسیده، اطرافش را فراگرفت. آن چشمان درشت و تیره به او زل زده بود، کنجکاوانه، اما ووینیچ اندیشه‌ای را در آن‌ها نمی‌خواند، بی‌شک این کنجکاوی انسانی نبود. چهره نزدیکش شد و منافذ پوست، مژه‌ها، لب‌ها و ابروهایش را از نزدیک و به‌دقت بررسی کرد. دومین چهره هم به همتای خودش پیوست و سپس یکی دیگر. کم مانده بود نفسش بند بیاید. با وحشتی که آرام‌آرام رنگ می‌باخت، به ما خیره شد. نمی‌‌خواستیم به او صدمه بزنیم. انسان بیچاره این را حس کرد و دست آزاد و خون‌آلودش را بر گونه‌مان کشید. رد زندگی را در آن احساس کرد و فهمید این گونه‌ها به نوعی بدن تعلق دارد، بدنی که شبیه مال خودش نیست، چون جسم‌ ما ثباتی آزمایشی دارد، همیشگی نیست و به جزر‌و‌مد و فشار هوا، جریان‌های زیرزمینی و تعریق گیاهان بستگی دارد.

تومان665.000

کتاب امپوزیوم؛ ماجرای هولناک یک آسایشگاه

توضیحات

نویسنده: اولگا توکارچوک
مترجم: تارا کاظمی
تعداد صفحات:369
نوبت چاپ:
اول – 1404
قطع: رقعی
جلد:شومیز
شابک:9786227073720

 

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب امپوزیوم؛ ماجرای هولناک یک آسایشگاه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *